سندروم تونل کارپال (cts) چیست؟ چه علائمی دارد؟ - نبض هوشمند سلامت

سندروم تونل کارپال (cts) چیست؟ چه علائمی دارد؟

سندرم تونل کارپالعصب مدیان
تخصصی

سندرم تونل کارپال (CTS) یک نوروپاتی entrapment (گیر کردن عصب)است که در اثر فشردگی عصب مدیان در حین عبور از طریق تونل کارپ مچ دست ایجاد می شود. CTS شایع ترین نوروپاتی گیر افتادگی عصبی است که 90 درصد از نوروپاتی ها را تشکیل می دهد. علائم اولیه سندرم تونل کارپال شامل درد، بی حسی و گز گز شدن است. این مقاله علت شناسی، معرفی، ارزیابی و مدیریت سندرم تونل کارپ را بررسی می کند و نقش تیم بین حرفه ای را در ارزیابی و مدیریت این بیماری بررسی می کند.

سندروم تونل کارپال چیست؟

سندرم تونل کارپال (CTS) یک نوروپاتی ناشی از گیر افتادن عصب است که در اثر فشردگی عصب مدیان در حین عبور از طریق تونل کارپ مچ ایجاد می شود. CTS شایع ترین نوروپاتی گیر افتادگی عصبی است که 90 درصد از نوروپاتی ها را تشکیل می دهد. علائم اولیه سندرم تونل کارپال شامل درد، بی حسی و پارستزی است. این علائم معمولاً با کمی تغییر در انگشت شست، انگشت اشاره، انگشت میانی و نیمه رادیال (سمت شست) انگشت چهارم ظاهر می شوند. درد همچنین می تواند به بازوی آسیب دیده تابش کند. با پیشرفت بیشتر، ضعف دست، کاهش هماهنگی حرکتی ظریف، کلافگی و آتروفی تنار ممکن است رخ دهد.

 در شروع اولیه بیماری، علائم اغلب در شب هنگام دراز کشیدن ظاهر می شود و در طول روز تسکین می یابد. با پیشرفت بیشتر بیماری، علائم در طول روز نیز وجود خواهد داشت، به‌ویژه در فعالیت‌های تکراری خاص، مانند هنگام کشیدن نقاشی، تایپ کردن، یا بازی‌های ویدیویی.

در بیماری پیشرفته تر، علائم می تواند ثابت باشد. مشاغل معمولی بیماران مبتلا به سندرم تونل کارپال شامل کسانی است که برای مدت طولانی از رایانه استفاده می کنند، کسانی که از تجهیزاتی استفاده می کنند که دارای ارتعاش هستند مانند کارگران ساختمانی، و هر شغل دیگری که نیاز به حرکت مکرر و تکراری دارد.

 

نقطه درد و بی حسی در مچ دست

اتیولوژی

سندرم تونل کارپال،ناشی از افزایش فشار تونل کارپ و فشردگی عصب مدیان متعاقب آن است. شایع ترین علل سندرم تونل کارپال عبارتند از استعداد ژنتیکی، سابقه حرکات مکرر مچ دست مانند تایپ کردن، یا کار با ماشین و همچنین چاقی، اختلالات خودایمنی مانند آرتریت روماتوئید و بارداری. اکثر موارد CTS ایدیوپاتیک هستند. علل ثانویه CTS به ناهنجاری های container و content تقسیم می شوند. CTS داینامیک می تواند با کار دستی رخ دهد.

 

سندرم تونل کارپال ثانویه

۱-ناهنجاری های container:

- هر شرایطی که دیواره های تونل کارپال را تغییر دهد ممکن است باعث فشرده شدن عصب مدیان شود.

- دررفتگی یا سابلوکساسیون کارپوس

- شکستگی یا جابه جایی اریب دیستال رادیوس در مچ دست،

- آرتریت التهابی،

- آرتریت عفونی

- آکرومگالی

۲- ناهنجاری های content:

-هیپرتروفی تنوسینوویال

- روماتیسم التهابی و عفونت

- دیابت شیرین (ناهنجاری در گردش کلاژن)،

- آمیلوئیدوز اولیه یا ثانویه (رسوب میکروگلوبولین بتا-2)

- ناهنجاری های توزیع مایع: بارداری، کم کاری تیروئید و نارسایی مزمن کلیه (فیستول شریانی وریدی)

- هیپرتروفی شریانی

- تومور داخل تونل: لیپوم، کیست سینوویال، سارکوم سینوویال یا تومور عصبی (شوانوما، نوروفیبروم یا لیپوفیبروم)

- هماتوم ناشی از هموفیلی، اختلال ضد انعقادی

- ضربه

- چاقی

۳-سندرم تونل کارپال داینامیک

 - فشار داخل تونل کارپال در طول حرکات مکرر اکستنشن و خم شدن مچ افزایش می یابد. این حرکت خاص را می توان در شرایط پاتولوژیک شغلی مشاهده کرد.

۴-قرار گرفتن در معرض ارتعاش

- قرار گرفتن در معرض ارتعاش باعث اختلالات فراساختاری می شود که شامل مشکلات فشرده سازی میکروسیرکولاتور و ادم داخل عصب بدنبال آسیب میلین و آکسون می شود.

اپیدمیولوژی

 شیوع در ایالات متحده، سندرم تونل کارپال (CTS) با بروز 1 تا 3 نفر در هر 1000 نفر در سال، با شیوع 50 در 1000 نفر به طور میانگین، با بروز و شیوع مشابه در اکثر کشورهای توسعه یافته است.

نژاد

بیشتر سفیدپوستان را مبتلا می کند. سفیدپوستان دو تا سه برابر بیشتر از سیاه پوستان در معرض ابتلا هستند.

سن

اوج سن بروز CTS 40-60 سال است.

جنسیت

CTS در زنان ده برابر بیشتر از مردان شایع است.[5]

مرگ و میر

بیماری سندرم تونل کارپال باعث مرگ و میر نمی شود، اما در صورت عدم درمان می تواند منجر به آسیب برگشت ناپذیر عصب میانی شود و در صورت عدم درمان، ممکن است عملکرد دست را از دست بدهد.

 

تصویر شماتیک از مچ دست و اعصاب آن

پاتوفیزیولوژی

سندرم تونل کارپال (CTS) یک بیماری چند عاملی است و اغلب ناشی از چندین عامل خطر خاص، شغلی، اجتماعی و محیطی برای بیمار است،این یعنی یک علت منفرد و خاص همیشه باعث به وجود آمدن آن نمی شود مگر اینکه مثلاً یک ضایعه در آن وجود داشته باشد که می تواند به علائم گزارش شده توسط بیمار نسبت داده شود،اگرچه این را می توان در برخی شرایط پزشکی (مانند نقرس) تشخیص داد، این تظاهرات بالینی نسبتاً ساده در مقایسه با اکثر موارد CTS غیر معمول هستند.

به طور کلی پاتوفیزیولوژی CTS از ترکیب مکانیسم های فشرده شدن و کشش بیش از حد ناشی می شود. عنصر فشاری پاتوفیزیولوژی شامل چرخه مضر افزایش فشار، انسداد وریدی، افزایش ادم موضعی و آسیب به میکروسیرکولاسیون داخل عصب میانی (median) است؛در این حالت عملکرد عصبی به خطر می افتد و یکپارچگی ساختاری خود عصب باعث انتشار بیشتر محیط ناکارآمد می شود - در غلاف میلین و آکسون ضایعاتی ایجاد می شود و بافت های همبند اطراف ملتهب می شوند و عملکرد طبیعی محافظتی و حمایتی فیزیولوژیکی خود را از دست می دهند. کشش مکرر و حرکت مچ دست این محیط نامناسب را تشدید می کنند و باعث آسیب بیشتر عصب می شوند. علاوه بر این، هر یک از 9 تاندون فلکسور که از طریق تونل کارپال حرکت می کنند، می توانند ملتهب شوند و عصب میانی را تحت فشار قرار دهند.[6] فیبرهای حسی اغلب قبل از فیبرهای حرکتی تحت تأثیر قرار می گیرند. فیبرهای عصبی اتونومیک حمل شده در عصب مدیان نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند.

 

شرح حال و معاینه فیزیکی

شرح حال

 بیماران اغلب بی حسی، گزگز و درد را گزارش می کنند که در شب افزایش می یابد. ضعف، گرفتگی، و تغییرات دما نیز شکایات رایجی هستند. انگشت شست، انگشت دوم و سوم و نیمه خارجی انگشت چهارم معمولاً تحت تأثیر قرار می گیرند. علائم متناوب هستند و با فعالیت هایی مانند رانندگی، خواندن روزنامه و نقاشی کردن همراه هستند. علائم شبانه بیشتر مختص CTS است، به خصوص اگر بیمار علائم را با تکان دادن دست/مچ تسکین دهد. CTS دوطرفه شایع است، اما معمولاً ابتدا دست غالب تحت تأثیر قرار می گیرد. بی حسی غالباً در انگشت پنجم یا امتداد آن تا نواحی برجستگی تنار یا پشتی دست می‌تواند نشانه‌های تشخیص دیگری را مطرح کند.

معاینه فیزیکی

 معاینه فیزیکی بالینی ممکن است شامل آزمایش نقص حسی و حرکتی و شواهدی از آتروفی تنار باشد. چندین آزمایش ویژه با درجات مختلف حساسیت و ویژگی وجود دارد.

معاینه حسی

ناهنجاری‌های حسی معمولاً در قسمت کف دست سه انگشت اول و نیمه خارجی انگشت چهارم وجود دارد. معاینه حسی برای تأیید طبیعی بودن برجستگی تنار، برجستگی هیپوتنار و پشت فضای وب انگشت اول بسیار مفید است.

معاینه حرکتی

آتروفی و ضعف لوبریکال های اول و دوم، اپوننس پولیسیس، ابدکتور پولیسیس برویس و فلکسور پولیسیس برویس ممکن است مشهود باشد.

تست های اختصاصی

علامت هافمن-تینل(اگرچه حساسیت و اختصاصیت آن کم است):

علامت هافمن-تینل آزمایش دیگری است که معمولاً انجام می شود. در این آزمایش، متخصص مراقبت های بهداشتی بلافاصله روی تونل کارپال ضربه می زند تا عصب میانی را تحریک کند. مانند آزمایشات فوق، آزمایش مثبت زمانی است که علائم تکرار شوند.

تست فشرده سازی کارپال:

تست فشرده سازی کارپال بهترین تست است. این کار با اعمال فشار محکم به طور مستقیم بر روی تونل کارپال به مدت 30 ثانیه انجام می شود. زمانی که پارستزی، درد یا علائم دیگر تکرار شود، آزمایش مثبت است.

علامت فالن:

 آزمایش فالن یا "دعا کردن معکوس" با خم کردن کامل مچ دست توسط بیمار با قرار دادن سطوح پشتی هر دو دست به مدت یک دقیقه انجام می شود. آزمایش مثبت زمانی است که علائم (بی حسی، سوزن سوزن شدن، درد) ایجاد شود.

تست فالن معکوس - فالن معکوس یا "تست دعا":

با قرار دادن سطح کف هر دو دست در کنار هم به مدت یک دقیقه (مثل حالت دعا) توسط بیمار انجام می شود که هر دو مچ دست خود را دراز کند. باز هم یک آزمایش مثبت با تولید مثل علائم است.

تشخیص پالپاتوری:

 آزمایش دیگر تشخیص لمس است. در این آزمایش، ارائه‌دهنده مراقبت‌های بهداشتی بافت نرم روی عصب میانی را برای محدودیت مکانیکی بررسی می‌کند.

علامت square مچ دست

 آزمایش علامت square ارزیابی برای تعیین خطر ابتلا به سندرم تونل کارپ است. اگر نسبت ضخامت مچ دست تقسیم بر پهنای مچ دست از 0.7 زیاد باشد، آزمایش مثبت است.

ارزیابی

هیچ آزمایش خونی وجود ندارد که بتواند به تشخیص سندرم تونل کارپال کمک کند.

 -تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI)

MRI تونل کارپال مخصوصاً در صورت پیشنهاد ضایعه فضایی در تونل کارپ قبل از عمل مفید است. MRI یک دستگاه با منابع فشرده است و سایر تشخیص های افتراقی را رد نمی کند. -سونوگرافی

سونوگرافی به طور بالقوه می تواند ضایعات فضایی را در تونل کارپال شناسایی کند. همچنین می‌تواند ناهنجاری‌هایی را در عصب مدیان مانند افزایش سطح مقطع که می‌تواند تشخیص CTS باشد، تشخیص دهد. سونوگرافی همچنین می تواند به هدایت تزریق استروئید به داخل تونل کارپ کمک کند.

-الکترومیوگرافی و مطالعات هدایت عصبی

الکترومیوگرافی و مطالعات هدایت عصبی اساس تشخیص سندرم تونل کارپال است. سایر معاینات بالینی سندرم تونل کارپال را تأیید نمی‌کنند، اما به رد سایر تشخیص‌ها کمک می‌کنند. این یافته‌ها می‌توانند باعث انجام مطالعات الکترومیوگرافی و هدایت عصبی شوند. اختلالات در تست الکتروفیزیولوژیک، همراه با علائم و نشانه های خاص، استاندارد طلایی برای تشخیص CTS در نظر گرفته می شود. آزمایش الکتروفیزیولوژیک همچنین می تواند شدت آسیب به عصب را ارزیابی کند و همچنین پیش آگهی را تعیین کند. CTS معمولاً به خفیف، متوسط و شدید تقسیم می شود. در بیماران CTS خفیف، ناهنجاری های حسی به تنهایی در آزمایش الکتروفیزیولوژیک، و در بیماران CTS متوسط، ناهنجاری های حسی به علاوه حرکتی دارند.

 

روش های درمان سندروم تونل کارپال

مدیریت و درمان سندروم تونل کارپال

اگر سندرم تونل کارپال زود تشخیص داده شود، درمان محافظه کارانه توصیه می شود.

فیزیوتراپی و کاردرمانی

در ابتدا، باید به بیمار آموزش داده شود که حرکات تحریک کننده حرکت مچ دست را اصلاح کند. این امر می تواند از طریق ارگونومی مناسب دست مانند قرار دادن صفحه کلید در ارتفاع مناسب و به حداقل رساندن خمش، امتداد، ربوده شدن، و افزایش دست هنگام تایپ باشد. توصیه می شود در صورت امکان فعالیت های تکراری را کاهش دهند.مشاوره در مورد کاهش وزن و افزایش فعالیت هوازی نیز می تواند مفید باشد. می توان یک آتل مچ دست شبانه مناسب ارائه داد. یک کاردرمانگر آموزش دیده در زمینه دست درمانی نیز ممکن است یک ارجاع مفید باشد. درمان ترکیبی ممکن است سودمندتر از هر درمان منفرد باشد. یک دوره کوتاه داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی می تواند علائم را تسکین دهد، اما برخی احساس نمی کنند که این مورد تاثیر کافی دارد.

درمان دارویی

بیماران مبتلا به سندرم تونل کارپ خفیف تا متوسط به درمان محافظه کارانه، که شامل آتل زدن مچ دست در شب به مدت حداقل سه هفته است، پاسخ می دهند. اگر درمان محافظه کارانه با شکست مواجه شود، تزریق استروئید به تونل کارپال می تواند مفید باشد. تزریق استروئید همچنین ممکن است قبل از جراحی یا زمانی که جراحی نسبتاً منع استفاده دارد مانند بارداری مفید باشد. اندازه گیری عصب مدیان توسط سونوگرافی می تواند پاسخ به تزریق استروئید را پیش بینی کند.

داروهای ضد التهابی غیراستروئیدی (NSAIDs) ممکن است در برابر CTS در بیماران مبتلا به تاندونیت فلکسور مچ دست مفید باشند. به طور مشابه، دیورتیک ها می توانند در بیماران مبتلا به اضافه بار مایعات مفید باشند. گاباپنتین و پره گابالین، که در انواع مختلف دردهای نوروپاتیک استفاده می شوند، می توانند برای CTS استفاده شوند. دانشکده جراحان ارتوپد آمریکا بیان می کند که داروهای خوراکی در درمان CTS بهتر از دارونما نیستند.

 

درمان جراحی برای سندروم تونل کارپال

درمان جراحی

بیمارانی که پس از درمان محافظه کارانه بهبود نمی یابند و کسانی که سندرم تونل کارپال شدید دارند باید تحت عمل جراحی قرار گیرند. درمان قطعی سندرم تونل کارپال مداوم یک مداخله جراحی با آزادسازی تونل کارپال پس از مطالعات هدایت عصبی است که دژنراسیون قابل توجه آکسون را نشان می دهد. آزادسازی تونل کارپال معمولاً توسط یک جراح عصب/ارتوپدی/پلاستیک یا جراح دست انجام می‌شود. این روش را می توان به دو صورت باز یا آندوسکوپی انجام داد. آزادسازی تونل کارپال به عنوان یک جراحی جزئی در نظر گرفته می شود که در آن رباط عرضی کارپ یا فلکسور رتیناکولوم بریده می شود و فضای بیشتری در تونل کارپ باز می شود و فشار روی عصب مدیان کاهش می یابد. معمولاً نیازی به بستری شدن یک شبه در بیمارستان ندارد. آزادسازی رباط عرضی با جراحی بیش از 90 درصد میزان موفقیت اولیه و میزان عوارض پایینی را به همراه دارد.

 با این حال، در کارآزمایی‌های مختلف مشخص شده است که میزان موفقیت بلندمدت کمتر از آن چیزی است که در ابتدا تصور می‌شد (تقریباً 60٪ در 5 سال).

 

تصویری از جراحی سندروم cts و بخیه ان

دستورالعمل های دانشکده جراحان ارتوپدی آمریکا

-دانشکده جراحان ارتوپد آمریکا دستورالعمل هایی را در مورد مدیریت CTS منتشر کرد.

توصیه های زیر ارائه شد:

-آتروفی تنار به شدت با تشخیص در CTS همراه است و با رد آن ارتباط ضعیفی دارد معیار A/B تست فالن، علامت تینل، علامت فلیک یا تست نورودینامیک/تنش عصبی اندام فوقانی (ULNT) نباید به عنوان مانور معاینه فیزیکی مستقل برای تشخیص CTS استفاده شود، زیرا هر یک به تنهایی ارتباط ضعیفی با تشخیص دارند.

-رد کردن شرایط از موضوعات شرح حال مستقلا نباید برای تشخیص CTS استفاده شود، زیرا هر یک به تنهایی ارتباط ضعیفی با تشخیص یا رد کردن این بیماری دارد: جنسیت/جنسیت، قومیت، علائم دوطرفه، دیابت، بدتر شدن علائم در شب، مدت زمان علائم، محل یابی علائم بیمار، دست غالب، اندام علامت دار، سن و شاخص توده بدنی

-تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) نباید یک روال برای تشخیص CTS باشد برای کمک به تشخیص CTS می توان از پرسشنامه های تشخیصی و/یا مطالعات الکترودیاگنوستیک استفاده کرد.

-عوامل زیر با افزایش خطر ابتلا به CTS مرتبط هستند: حوالی یائسگی، نسبت مچ دست به ضخامت آن،آرتریت روماتوئید، عوامل روانی-اجتماعی، تاندینوپاتی های انتهایی اندام فوقانی، باغبانی، کار در خط مونتاژ، کار با کامپیوتر، لرزش، تاندونیت، گرفتن چیزی با قدرت در محل کار.

-فعالیت بدنی/ورزش با کاهش خطر ابتلا به CTS همراه است.

- بیحرکتی بریس/آتل/ارتز (brace/splint/orthosis) نتایج گزارش شده توسط بیمار را بهبود می بخشد.

-استفاده از تزریق استروئید (متیل پردنیزولون) نتایج گزارش شده توسط بیمار را بهبود می بخشد.

-هیچ فایده ای برای درمان های CTS خوراکی (ادرار آور، کپسول های گاباپنتین، آستاگزانتین، داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی [NSAIDs] یا پیریدوکسین) نسبت به دارونما ندارد.

-استروئیدهای خوراکی می توانند نتایج گزارش شده توسط بیمار را در مقایسه با دارونما بهبود بخشند.

-آزادسازی رباط عرضی کارپال با جراحی باید علائم CTS را کاهش داده و عملکرد را بهبود بخشد.

-درمان جراحی CTS باید در 6 و 12 ماهگی بعد از عمل در مقایسه  با اسپلینت کردن، NSAID ها/درمانی و یک بار تزریق استروئید از مزایای درمانی بیشتری برخوردار باشد.

-بیحرکتی معمول پس از عمل پس از آزادسازی تونل کارپال هیچ فایده ای ندارد.

 

 

محل عصب رادیان در مچ دست

تشخیص های افتراقی

علائم سندرم تونل کارپال شبیه بسیاری از اختلالات دیگر سیستم اسکلتی عضلانی و عصبی است.

 هنگام ارزیابی بیمار مبتلا به سندرم تونل کارپال باید تفاوت های زیر را در نظر گرفت:

- بیماری دیسک گردن

- درد میوفاشیال گردن

- اسپوندیلوز گردنی

- مونونوریت مالتیپلکس

- اسکلروز چندگانه

- نوروپاتی دیابتی

- رادیکولوپاتی گردن

- آسیب ناشی از استفاده بیش از حد

- پلکسوپاتی بازویی تروماتیک پلکسوپاتی بازویی ناشی از تشعشع -نوروپاتی ها

- تاندونیت

- تنوسینوویت

- سندرم خروجی قفسه سینه(Thoracic outlet syndrome)

 

پروگنوز

 سندرم تونل کارپال (CTS) معمولاً در طول زمان پیشرونده است و می تواند باعث آسیب دائمی عصب میانی شود. این سندرم تا حدودی حتی پس از درمان جراحی در یک سوم بیماران پس از 5 سال عود می کند. تقریباً 90 درصد موارد خفیف تا متوسط CTS به مدیریت محافظه کارانه پاسخ می دهند. با این حال، بسیاری از بیماران نیاز به جراحی پیدا میکنند. بیماران مبتلا به CTS ثانویه به دیابت یا شکستگی مچ دست، نسبت به بیمارانی که هیچ دلیل زمینه ای مشخصی ندارند، پیش آگهی بدتری دارند. بیمارانی که مطالعات الکتروفیزیولوژیک نرمال دارند، نسبت به افرادی که در این آزمایشات ناهنجاری دارند و همچنین عوارض بیشتری دارند، نتایج جراحی بسیار مطلوب تری دارند. از دست دادن آکسون در آزمایش الکتروفیزیولوژیک نیز یک عامل پیش آگهی ضعیف است.

 

عوارض سندروم تونل کارپال

عوارض سندرم تونل کارپال به دو گروه تقسیم می شود:

۱-عوارض ناشی از سندرم تونل کارپال

 سندرم تونل کارپال ممکن است باعث آسیب برگشت ناپذیر عصب میانی شود که منجر به اختلال و ناتوانی دائمی شود. درد مزمن مچ دست و دست با یا بدون دیستروفی سمپاتیک. CTS می تواند باعث آتروفی و ضعف ماهیچه های پایه شست در کف دست شود. این می تواند منجر به عدم مهارت انگشتان آسیب دیده شود.

۲-عوارض ناشی از جراحی تونل کارپال

شایع ترین عارضه نوروم شاخه پوستی کف دست عصب مدین است. اسکار هایپرتروفیک دیستزی پس از چندین عمل برای آزادسازی تونل کارپال ،سفتی مچ دست ،عدم تسکین علائم از عوارض آن هستند.

 

بازدارندگی و آموزش بیمار

 بیمارانی که از سندرم تونل کارپ رنج می برند باید در مورد ماهیت بیماری، اقدامات احتیاطی که باید انجام دهند و فعالیت های توانبخشی آموزش ببینند. این شامل:

- از حرکات مکرر دست، نگه داشتن ابزارهای ارتعاشی، گرفتن اجسام به سختی و قرار گرفتن جسم سنگین در دست، یا کار با مچ دست خم به سمت پایین و بیرون خودداری کنید.

- ترک سیگار

- اگر اضافه وزن دارید وزن کم کنید

- مصرف کافئین را کاهش دهید

- مچ بند گاهی اوقات علائم را کاهش می دهد.

- بریس مچ دست را در حالت استراحت نگه می‌دارد، به این صورت که به پشت خم شود یا خیلی به پایین خم نشود. بریس می تواند به ویژه برای تسکین بی حسی و درد احساس شده در شب مفید باشد، زیرا می تواند از پیچ خوردن دست شما در هنگام خواب جلوگیری کند.

- مچ بند را می توان در طول روز نیز پوشید.

- با یک فیزیوتراپیست یا کاردرمانگر مشورت کنید. درمانگر ممکن است عادات کاری و روشی که بیمار وظایف کاری خود را انجام می دهد بررسی کند. درمانگر پیشنهاداتی در مورد استفاده از وضعیت مناسب بدن و مچ دست، تمرینات مفید و نکاتی در مورد چگونگی جلوگیری از مشکلات آینده ارائه می دهد.

 

نتیجه گیری

 CTS یک بیماری شایع پزشکی است که یکی از شایع ترین اشکال فشرده شدن عصب میانی (median) است. CTS زمانی اتفاق می‌افتد که عصب مدیان در حین حرکت در مچ دست فشرده می‌شود. این سندرم با درد در دست، بی حسی و گزگز در مکانهای عصب دهی عصب مدیان مشخص می شود. این مقاله مروری بر CTS با تأکید بر آناتومی، اپیدمیولوژی، عوامل خطر، پاتوفیزیولوژی، مراحل CTS، تشخیص و گزینه‌های مدیریتی را ارائه نمود.

 

این مقاله توسط دانشجویان پزشکی، سید مصطفی زمانی و عرفان باروتچی گردآوری و صحت علمی آن مورد بررسی قرار گرفت.

 

https://www.ncbi.nlm.nih.gov/books/NBK448179/

https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC7164699/

اشتراک‌گذاری مقاله

linkedin
twitter
facebook
telegram
email
نظرات: 0 عددافزودن نظر

مطالب مشابه

مشاهده همه